گات ها،سروده های زرتشت

زندگی نامه زرتشت:

زرتشت دهقان زاده ای آریایی و اولین و آخرین پیامبر آریایی نژادها ، اقوام هند و اروپایی و ایرانیان است که انسان ها رابه پرستش خدای یگانه فراخواند و پس ازسال ها تلاش عده زیادی به دین او گرویدند. زرتشت بزرگترین پیامبری است که در آغاز تاریخ بشر ظهور کرده و به وسیله‌ی فلسفه‌ی خود، بشر را از بار سنگین مراسم ظاهری آزاد ساخت و اساس مذهب خود را بر آموزه‌های اخلاقی نهاد. زرتشت کوشید تا آدمی را از بارهای گران تقلید که هیچ اثر نیک اخلاقی در آن نیست، آزاد سازد و بفهماند که مقصود از مذهب، پیروی از اخلاق نیک و معرفت به راستی و درستی است، این بود که پایه‌ی دین خود را بر اندیشه و گفتار و کردار‌نیک گذاشت و تنها راه خوشبختی و نجات را پیروی از این سه اصل دانست بنابراین دین زرتشت یک انقلاب فکری، اجتماعی و مادی در سرزمین ایران به وجود آورد که بر اثر آن، مردم خدایان پنداری و پرستش قوای طبیعت مانند آفتاب و ماه و ستارگان و خاک و آتش و آب و باد را کنار گذاشتند، زندگی خانه به دوشی را ترک کردند، و به شهر نشینی، سازندگی، کار، کوشش و همکاری روی‌آورند.

بعدها اصول زیادی از آیین زرتشتی داخل دین یهود(دین یکتاپرستی که حضرت موسی(ع) میان اقوام سامی به تبلیغ آن پرداخت) شد و پس از آن در ادیان دیگر نیز نفوذ کرد.

  درباره زمان و مکان تولد زرتشت اختلاف نظر وجو دارد و این ناسازگاری نه به‌خاطر کمبود، بلکه به جهت تضاد مدارک و ماخذی است که تاریخ کلاسیک(تاریخی که نویسندگان کلاسیک یونان ذکر کرده‌اند)و تاریخ سنتی(تاریخی که منبع اصلی آن کتاب غیر مذهبی «بند هشن» است که در دوره ساسانیان نوشته شده است) بیان می کنند،اما با انجام محاسبات نجومی تاریخ زرتشت را حدود 4000 الی 6000 قبل از مسیح(ع) می‌دانند و بیشتر تاریخ شناسان هم مکان تولد او را در ناحیه ماد (آذربایجان) و تخت سلیمان کنونی و یا ارومیه ذکر کرده اند و به همین دلیل دریاچه ارومیه را مقدس می شمرند.

زرتشت پیش از پیامبری و از همان آغاز عمر به مهربانی و سرشت لطیف معروف شد. در هنگام بروز قحطسالی که در ایام جوانی او اتفاق افتاد، نسبت به سالخوردگان احترام و مهربانی و نسبت به جانوران محبت و شفقت داشت. زرتشت وقتی به سن 20 سالگی رسید، پدر و مادر و همسرش را رها کرد و برای یافتن پاسخ پرسش هایی که اعماق ضمیرش را به خود مشغول کرده بود در اطراف جهان سرگردان شد و به هرکجا می توانست رفت و با هرکسی سخن گفت.در منابع یونانی آمده است که زرتشت هفت سال را در غاری  که در نزدیکی دریاچه ارومیه و در بالای کوه سبلان قرار داشت به خاموشی مطلق سپری کرد به گونه ای که شهرت زرتشت به روم هم رسیده بوده و گفته می شد که مردی 20 سال تمام را برای کشف حقیقت هستی در بیابان ها گذرانده و جز پنیر چیزی نخورده است.

زرتشت وقتی به سن 30 سالگی رسید به مکاشفاتی رسید . معجزات و کرامات زیادی برای زرتشت نقل می کنند از جمله این که می گویند نخستین بار نزدیک وطن خود به زرتشت کشف و شهود دست داد وفرشته بلند قد در برابرش ظاهر گشته و با او به گفت و شنود پرداخته است.فرشته الهی به او فرمان داده است که روانش را پاک کند تا صعود کرده و در پیشگاه اهورامزدا (خدای حکیم) حاضر شود.

او ده سال را به پرستش مزدا مشغول بود و مردم زمانه اش او را آزار می دادند و به او ستم می کردند. پس از این مکاشفه شروع به تعلیم مردم کرد. در ابتدا کسی به سخنان او گوش نمی داد. او  چند بار ناامید شد و روان پلید "انگره مینو" او را وسوسه کرد که عبادت مزدا را کنار بگذارد. لکن زرتشت در عقایدش پایدار بود اما به دلیل وجود مخالفان و دشمنان متعدد چون کار دعوت در وطنش پیش نمی‌رفت با چند نفر از یارانش برای فرار از آزار و اذیت به شرق ایران و به احتمال زیاد به بلخ (بلخ اینک جزو کشور افغانستان است) برای دعوت و تبلیغ دین پناه برد.

اولین کسی که آیین زرتشت را پذیرفت پسر عمویش «میدینیمائونها» بود. سپس در یکی از سرزمین های شرقی ایران به

دربار پادشاهی به نام ویشتاسب یا گشتاسب راه یافت و مدت دو سال سعی بسیار کرد تا این پادشاه را به دین خود درآورد. در ابتدا پادشاه تحت تأثیر کارپان ها (مغان) قرار داشت که در اوستا کاهنانی حریص و دنیادوست معرفی شده اند. آنان به روش باستانی حیوانات را قربانی می‌کردند و به سحر و جادو اشتغال داشتند. کارپان ها به ضدیت با زرتشت پرداختند که موجب شد زرتشت دستگیر و زندانی شود. اما بعد از دو سال زرتشت معجزه ای انجام داد و اسب سیاه محبوب ویشتاسب که به بیماری ای کشنده مبتلا شده بود را درمان کرد. همسر ویشتاسب یعنی «هوتائوسا» هم از زرتشت حمایت کرد تا بالأخره شاه به دین زرتشت درآمد.

ظاهراً زرتشت در سن 42 سالگی گشتاسب را پیرو خود کرده است. این که گشتاسب یا ویشتاسب که بوده مشخص نیست. برخی عقیده دارند که وی پدر داریوش پادشاه هخامنشی بوده. ولی بسیاری نیز این نظر را رد می کنند. گرویدن شاه به زرتشت از روی خلوص بود و ویشتاسب تمام نیرویش را برای نشر دعوت زرتشت به کار گرفت. درباریان و امرا هم به دنبال شاه به زرتشت گرویدند.

در20 سال پایانی عمر زرتشت حکایت های زیادی وجود دارد. او تمام این دوران را به نشر دین اهورامزدا در میان ایرانیان گذراند. همچنین درگیر دو جنگ با دشمنانش شد. این دشمنان تورانی ها بودند. تورانی ها به سرزمین گشتاسب لشکرکشی کردند. دلیل لشگرکشی تورانیان به رهبری ارجاسب بر ضد گشتاسب این بود که گشتاسب به دین مزدیسنا گرویده بود.

در جنگ اول اسفندیار پسر گشتاسب رشادت های زیادی کرد که شرح آن در شاهنامه نیز آمده است. ایرانیان در این جنگ پیروز شدند. جنگ دوم زمانی رخ داد که زرتشت به سن 77 سالگی رسیده بود. در این پیکار هم سپاه گشتاسب پیروز شد. اما زرتشت عاقبت در این جنگ کشته شد. نویسندگان اوستا گفته اند که وقتی تورانیان شهر بلخ را گرفتند یکی از آنان ناگهان به سمت زرتشت حمله کرد و او را در یک آتشکده و در برابر محراب آتش، در حالی که به عبادت مشغول بود به قتل رساند. ظاهراً زرتشت 24 سال پیش از سلطنت هخامنشیان و به قدرت رسیدن کوروش بزرگ در گذشته است.

گات ها

گاتهای مقدس، سروده های زیبای اشوزرتشت است.(اشو=معلم)

گاتها به سبب عاری و منزه بودن از هرگونه موهومات مذهبی و مطالب خارق‌العاده مایه‌ی شگفتی پژوهشگران شده است، به گونه ای که باید گفت در میان کتاب‌های مذهبی، گاتها نخستین کتابی است که از زمان بسیار کهن، بر ضد موهومات مذهبی می‌ستیزد و بنیان بلند یکتاپرستی را بر پایه‌ی عقل و علم نهاده، چنان‌که اشوزرتشت در گاتها (یسنای 30 بند 2) پیروان خود را از تقلید و پیروی کورکورانه و ندانسته باز‌داشته وآموزش می‌دهد که آنچه را شنوید به عقل درست و منش‌ پاک و روشن سنجیده آنگاه بپذیرید.

گاتها نخستین کتاب مقدسی است که از چندین هزار سال پیش، بشر را به شاهراه وحدت راهنمایی کرده و بر ضد گروه پروردگاران آریایی، آیین مزدیسنا (یکتاپرستی) را استوار ساخت. در گاتها اهورامزدا (دانای بزرگ هستی بخش) آفریننده‌ی کل و مرکز دایره‌ی وجود، دانسته شده است.

اشوزرتشت تنها به فلسفه و تعلیم روحانی بسنده نکرده بلکه کاملا طرفدار خوشی و خوشبختی بشر و زندگانی اجتماعی است. به‌همین مناسبت از گوشه‌گیری و انزوا بیزار است. اشوزرتشت همچون بودا آموزش نمی‌دهد که نجات هرکس در فنای اوست و باید از همه‌ی خوشی‌های مادی و جسمانی دست شسته، در گوشه‌ی انزوا با اعمال شاقه، ریاضت کشد. بلکه برعکس،می‌فرماید انسان برای زندگانی اجتماعی ، کامل و سودمند، آفریده‌ شده و زندگانی یک مبارزه‌ی همیشگی بین بدی و نیکی است و ما باید مادام‌العمر، پشتیبان راستی و درستی بوده و بر ضد بدی و زشتی بستیزیم. تعالیم اشو زرتشت با سایر تعالیم پیش از اسلام که معتقدند، زندگانی بشر با یک گناه بزرگ آغاز شده و انسان گناهکار است، منافات کلی دارد، زیرا آنان معتقدند زندگانی انسان از آغاز آفرینش لکه‌دار است و فقط به وسیله ریاضت، کشتن نفس، تحمل انواع سختی‌ها و شکنجه‌ها یا با شفاعت و غیره می‌توان خوشبختی و نجات اخروی را به‌دست آورد.

گاتها به انسان درستی و داد و احترام به قانون را آموزش می‌دهد و آنها را در برابر مسوولیت‌های لازمه قرار می‌دهد و مقصود از آفرینش انسان را این می داند که از پرتو کوشش خود، جهان را آباد و جهانیان را شاد و شهریاری آسمانی را در جهان برپا سازد.

جهان‌بینی آیین زرتشت با این که سرچشمه‌ی ملی و ایرانی دارد، هرگز پشتیبان حقوق یک طایفه و قوم و وکیل دعاوی آرمان‌های یک ملت از راه شخص نیست بلکه به سوی جهان‌شمولی گرایش دارد. پندار «گاتها» که درس دادگری و قانونمندی و فرزانگی والایی را می‌گستراند، انسان را بر پایه‌ی اندیشه‌ها، گفتار و رفتارش داوری می‌کند. مساله‌ی خون و تبار، مورد مهر و توجه او نیست.

زرتشت افسانه‌ها و داستان‌های عامیانه را که زاینده‌ی خدا یا دانش اساطیری و یا الوهیت‌های ثانوی، خشن، مادی و زمخت‌اند، هیچ و پوچ می‌شمارد. از همه‌ی عواملی که به‌منزله‌ی ابزار و مجرا به‌شمار می‌رود، یا نقش پناهگاه و یا حتی زمینه‌ای را برای خدایان مذاهب عامیانه ایفا می‌کند، زرتشت تنها و تنها «آتش» را نگاه می‌‌دارد، یعنی همان آتش ناپایدار و متحرک و به چنگ نیامدنی و آن را پاک‌ترین مظهر مزدا(خدای یکتا) و نماد آن، می‌شمرد. آن را مقدس می شمارد ولی برخلاف نظر عوام آن را نمی پرستد!

 

/ 3 نظر / 21 بازدید
فرید

وبتان عالی است .من شخصا تمام سروده های زرتشت را مطالعه کرده ام . بسیار خوشحال می شوم اگر افتخار تبادل لینک بدهید.اگر افتخار دادید من را با اسم اندیشه لینک کنید و سپس اطلاع دهید با چه نامی لینکتان کنم. بدرود

آرتمیس

عالی بسیار عالی بود دوست من...[گل]

مجید

درود بر شما. سپاس از کارهای ارزشمند شما در راه شناساندن ایران و ایرانی. منم شما رو پیوند دادم [گل]