
|
تخت جمشید کاخی که در 2500 سال پیش ساخته شده است دارای سیستم دفع فاضلاب بوده که این نشان از سطح تمدن بسیار بزرگی دارد ولی تخریب تدریجی و بی توجهی غیرقابل بخشش مسئولان نالایق هویت آریایی این سرزمین را به نیستی می کشاند. |
|
|
گزارش هنرنیوز از یک روز بارانی در تخت جمشید
اگر یک روز بارانی به تخت جمشید نگین تمدن ایران زمین سر بزنید، اولین چیزی که جلب توجه میکند، رفت و آمد کارگرانی است که با فرقون ماسهها را جابجا میکنند. آنها با ریختن ماسهها در چالههای آب ایجاد شده، سعی دارند تردد گردشگران را در محوطه میسر سازند.
این آبگرفتگیها علاوه بر اینکه در سازههای سنگی، ترکخوردگی و شکستگی ایجاد میکنند، موجب رشد گلسنگها نیز میشوند.آنچه خبرنگار هنرنیوز را بر آن داشت تا گزارشی از این مشکل تهیه کند ، حضور وی در یک روز بارانی در تخت جمشید و دیدن این صحنهها از نزدیک بوده است.
مازیار کاظمی- مدیر داخلی پیشین مجموعه تاریخی تخت جمشید- که پس از مجموع 12 سال کار در محوطه های تاریخی کشور که 8 سال آن درمجموعه تخت جمشید بوده، به دلیل اطلاعرسانی به رسانههای داخلی و مصاحبه با رادیوی سراسری در مورد مشکلات مجموعه تخت جمشید در اردیبهشت سال 89 از مدیریت این مجموعه و کار در سازمان میراث فرهنگی کنار گذاشته شد ، درباره علل آبگیری تخت جمشید مخصوصا کاخ خزانه در زمان بارندگی توضیح میدهد : این موضوع امسال پیش نیامده، در سالهای گذشته نیز این اتفاق روی داده و نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
وی با اشاره به اینکه با مدیریت محمد حسن طالبیان- مدیر پایگاه میراث جهانی پارسه و پاسارگاد- لایروبی کانالها جهت دفع آبهای سطحی در سالهای 82 و 83 طی دو فاز مورد توجه خاصی قرار گرفته ، خاطر نشان کرد: اتفاقی که هم اکنون شاهد آن هستیم به دلیل دنبال نشدن فاز سوم دفع آبهای سطحی است، اگر فاز سوم بودجه میگرفت قطعا ما شاهد چنین آبگیری در هنگام بارش در کاخ خزانه نبودیم.
مدیر داخلی پیشین مجموعه تاریخی تخت جمشید گفت: پس از ورود آبهای سطحی به کانالهای فرعی و انتقال آنها به کانال اصلی، در فاز سوم قرار بود دریچه خروجی به سمت دشت باز شود. در واقع کانالها، شبکه به هم پیوستهای هستند که همه به کانال اصلی در شرق کاخ خزانه حد فاصل کوه و خزانه میریزند.
کاظمی با بیان اینکه پایگاه پارسه و پاسارگاد در دو فاز اقدام به لایروبی کرده، افزود: بعد از اینکه دانشگاه شیکاگو طی سالهای 1314 تا 1318 بخشی از لایروبی این کانالها را انجام داد، در دوره بعدی این عملیات توسط استاد سامی در دهه 30 نیز منجر به لایروبی بخشهای دیگر شد. اما پس از یک وقفه طولانی همزمان با تاسیس پایگاه میراث جهانی پارسه پاسارگاد در نیمه دوم سال 1380 با مدیریت دکتر طالبیان این کار توسط کارشناسان این پایگاه به سرپرستی دکتر عسکری و دکتر راهساز دنبال و به طرز معجزهآسایی طرح مذکور جواب داد و بیشتر آبهای سطحی در زمان بارندگی به کانالها منتقل شد. درست مانند عملکرد این سامانه در2 هزار و 500 سال پیش .
وی تاکید کرد: موفقیت کامل این دستاورد نیازمند اجرای فاز سوم بود. بعد از یافتن دریچه خروجی در فاز دوم، مشاهده شد حجم زیادی از خاکهای حفاری سالهای قبل در آنجا دپو شده است. برای اینکه کارکرد کانالها تکمیل و آب جمع شده در کانال اصلی به سمت دشت هدایت شود، باید حفارییی در امتداد درب خروجی کانال در قسمت جنوب تا سطح دشت انجام میگرفت، تا آب جمع شده در کانالها پس از هر بارندگی توسط این مسیر به دشت هدایت شود و از طرفی قرار بود کانالهای دفع آب خزانه نیز به کانال اصلی متصل گردد، اما فاز سوم به دلیل نبود بودجه تا همین الان اجرا نشده است. .
فقط 150 میلیون تومان
کاظمی تصریح کرد: فعالیتهای گسترده و چند رشتهای پژوهشی، علمی و اجرایی پایگاه میراث جهانی پارسه و پاسارگاد در جهت حفاظت و مرمت و معرفی، ماحصل هشت ، نه سال تلاش مداوم کارکنان این مجموعه است. اما اجرای تمام طرحها نیازمند بودجهای مازاد بر بودجه معمول سالیانه است . از سوی دیگرحفاظت مجموعه در برابر تهدیدهایی همچون آسیبهای انسانی و آلاینده های محیطی، نیازمند اعتبار و بودجههای مازاد است تا احتمال خطر به حداقل برسد.
مدیر داخلی پیشین مجموعه تاریخی تخت جمشید درباره بودجه مورد نیاز برای تکمیل فاز سوم گفت: فاز اول در سال 82 و فاز دوم سال 83 اجرا شد. در سال 84 برای فاز سوم بودجهای بین 50 – 60 میلیون تومان نیاز بود که طبیعتا تورم این بودجه را در سال جاری به140 - 150 میلیون تومان افزایش داده است
وی پیشبینی کرد در صورت وجود بودجه اجرای فاز سوم حداکثر سه ماه زمان نیاز داشته باشد.
سرخی تو از من
کاظمی همچنین در مورد آسیبهای وارده به کاخ خزانه در صورت ادامه آبگیری در هنگام بارندگی توضیح داد: پایه ستونها و شالی ستونهای کاخ خزانه از سنگهای آهکی ساخته شده است، که وقتی در زمستان در آب غوطهور میشوند به دلیل داشتن منافذ ریز، رطوبت را به سرعت جذب میکنند و با برودت هوا دچار یخ زدگی شده و در کوتاه مدت ریزترکهایی در آن ایجاد میشود.
وی ادامه داد: نکته مهم دیگر این است که در کاخ خزانه هنوز بخشی از کف اصلی دوره هخامنشی که قرمز رنگ است باقی مانده، اما متاسفانه ادامه روند آبگرفتگی ویخ زدگی به سرعت باعث فرسایش و از بین رفتن کامل بقایای کف اصلی میشود.
سایت موزهای در حسرت توجه
دکتر شاهین سپنتا دبیر کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ و از دوستداران میراث فرهنگی اصفهان در اینباره میگوید: بارندگی ، موجب آبگرفتگی بخشهای وسیعی از تختجمشید میشود به طوری که کتیبهها و سنگنگارههای تاریخی آن از گزند باد و باران در امان نماندهاند. فرسایش مداوم، رشد گلسنگها ، ترکخوردگی و شکستگی از عوارض وجود رطوبت در این اثر یگانه ارزشمند تاریخی کشورمان است. این در حالی است که سازمان میراث فرهنگی تاکنون هیچ طرحی برای جلوگیری از آبگرفتگی محوطههای باز تخت جمشید و آسیب به سازههای سنگی آن نداشته است و به نظر میرسد که ایجاد آب روهایی برای خروج آبهای سطحی در کوتاه مدت و مسقف نمودن کل مجموعه تخت جمشید در دراز مدت، باید در اولویت برنامههای در دست اجرای سازمان میراث فرهنگی برای نجات کاخ پارسه یا تخت جمشید از عوامل فرساینده جوی باشد.
او ادامه میدهد: در زمان هخامنشیان تخت جمشید مسقف بوده و باران از طریق ناودان به آبراهها رسیده و خارج میشده اما اکنون نه تنها سقف وجود ندارد بلکه بستر خاک کف محوطه نیز به دلیل سنگفرش بودن در برخی از نقاط آب را نگه داشته و اجازه خروج نمیدهد .
سپنتا معتقد است این اثر اینقدر منحصر به فرد هست، که پرداخت هزینه بابت مسقف کردن آن حتی با هزینه گزاف ارزش داشته باشد.
او میگوید :به نظرمیرسد تمام کتیبههای خط میخی، سر ستونها و ... بر اثر رطوبت در معرض خطر ایجاد گلسنگ قرار دارند. از طرفی حتی کتیبههایی که با شیشه محافظت میشوند از گزند رطوبت و باران در امان نیستند. بسیاری از این آثار در سالنهای مجلل در موزههای دنیا به بهترین نحو نگهداری میشوند.
دبیر کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ درباره ضرورت حفاظت تخت جمشید میگوید : یادمان باشد تخت جمشید درزمان هخامنشیان نه بنای تاریخی بوده نه بنای فرسوده اما از سیستم فاضلابکشی بسیار دقیقی بهرهمند بود. آیا جای تاسف نیست که امروزه با توجه به اینکه این میراث بشری حکم سایت موزه و گنجینهای منحصر به فرد را دارد از توجهات لازم بیبهره باشد.
مردان خاموش تخت جمشید
برای بررسی علل آب گرفتگی تخت جمشید تصمیم میگیرم با دیگر کارشناسان ذی ربط گفت و گو کنم. علی اسدی کارشناس باستان شناس مشغول فعالیت در تخت جمشید نه تنها در تماس تلفنی منکر وجود آب گرفتگی تخت جمشید در روز بارانی میشود بلکه معتقد است عکسهای گذاشته شده در سایتها نیز جعلی است و وقتی در مقابل اصرار خبرنگار هنرنیوز مبنی بر واقعی بودن عکسها و حضور شخص وی در محل قرار میگیرد پاسخ میدهد، نمیتواند مصاحبه کند .
کوروش کمالی سروستانی رییس موسسه غیرانتفاعی حافظ، مدیر سابق بنیاد فارس شناسی و رییس موسسه پژوهشی تحقیقاتی دانشنامه فارس نیز با ابراز تعجب از سوال خبرنگار هنرنیوز، اعلام می دارد که درباره تخت جمشید اطلاعات کافی ندارد و نمیتواند درمورد آبگرفتگی نظری بدهد. این درحالی است که او قبل از طرح پرسش چرایی آبگرفتگی تخت جمشید به راحتی اطلاعاتی درباره تاریخچه کاخ خزانه بیانمیکند.
او معتقد است : اتفاق خاصی نیفتاده، تخت جمشید از ابتدا در معرض آب و باران و باد بوده و با این حال تاکنون پا برجا است. در ضمن آثار مهم هم در موزه نگهداری میشود.
همچنین عزیزالله رضایی باستان شناس نیز از پاسخ گویی سر بازمیزند و فقط به این بسنده میکند که در زمان هخامنشیان اینجا سقف داشته و حالا آب باران از طریق کانالها خارج میشود.
علی اسدی یکی از باستان شناسانی که مدتها بر روی تخت جمشید و پاسارگاد مطالعه میکرده نیز معتقد است در این زمینه فقط مسعود رضایی منفرد، مدیر داخلی پایگاه میراث فرهنگی تخت جمشید میتواند سخن بگوید و دیگران از پاسخگویی معذورند.
اول ما بخوانیم !
در حالی پیگیری برای انجام مصاحبه با رضایی منفرد ادامه دارد که بهایی پور مدیر روابط عمومی کل سازمان میراث فرهنگی محقق شدن مصاحبه با رضایی را منوط به اجازه روابط عمومی کل در تهران میداند. .پس از تماس با روابط عمومی تهران و تاکید براینکه در صورت عدم پاسخگویی این گزارش به طور ناقص بر خروجی قرار میگیرد و نقص آن متوجه خود سازمان است پس از یک ساعت، امکان مصاحبه بوجود آمده اما منوط به اینکه مصاحبه با رضایی فرد قبل از رفتن به روی خروجی به سمع و نظر حسن محسنی مدیرکل روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی برسد.
طالبیان پاسخ دهد!
رضایی منفرد پس از انجام هماهنگیهای لازم و طی سه بار تماس و هر بار وعده پاسخگویی در نهایت اعلام میدارد هرچند سازمان به وی اجازه مصاحبه داده اما بهتر است ادامه گفتگو از طریق محمد حسن طالبیان مدیر بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد دنبال شود. طالبیان نیز پاسخگویی به این پرسش را علی رغم وجود عکسهایی در سایتهای مختلف منوط به دیدن عکسهای هنرنیوز از نزدیک ، در روز چهارشنبه یعنی روز پایان کاری رسانهها کرد.
همه چی آرومه!
بالاخره یکی از کارشناسان تختجمشید حاضر میشود در این باره اظهار نظر کند. وی که خواستار فاش نشدن نامش است،علت پاسخ ندادن کارشناسان مربوطه را ماجراهای پیش آمده برای مدیر اسبق تخت جمشید به علت مصاحبه با رسانه ها میداند و عنوان میکند سازمان به ما تاکید کرده بدون هماهنگی با آنها حق مصاحبه نداریم. او میگوید: این اتفاق تا چند سال پیش تکرار میشد اما از سال 83 با خاکبرداری از کانالهای زیرزمینی که در زیر تمامی تخت جمشید گسترده است طی دو فاز مشکل حل شد
وی ادامه میدهد:.امروز هم آبهایی که در سطح کاخهای تخت جمشید جمع شده از طریق دریچه که به کانالها متصلاند خارج میشود و این سیستم تا امروز کارایی داشته و اکنون 5 سال است که ما در این زمینه مشکلی نداریم.
این کارشناس مشغول کار در تخت جمشید معتقد است: این خبرنگاران هستند که همواره دوست دارند از کاه کوه بسازند.مطمئن باشید حتی اگر در تخت جمشید سیل هم بیاید، آبی در محوطه جمع نخواهد شد.
وای به حال دیگران
وی ادامه میدهد: حال سوال اینجا است که وقتی محوطه باستانی مشهوری چون تخت جمشید با چنین مشکلی روبرو است .محوطههای تاریخی دیگر که دارای شهرت و طبیعتا توجه کمتری هم هستند در فصول مختلف سال دارای چه مشکلاتی هستند.؟!

درود بر تمامی هم وطنان آریایی و ایران دوستم...
دوباره 7 آبان فرا رسید و گرامی داشت های این روز که با عناوینی چون «زادروز کوروش» یا «روز حقوق بشر» در همه جا پخش گشته است ولی بر اساس مطالعات اخیرم و آنچه خوانده ام 7 آبان یا 29 اکتبر زادروز کوروش بزرگ نیست بلکه این تاریخ ، زمانی است که کوروش به شهر بابل وارد شده است و پادشاه آن جا- نبونید- را بازداشت و یهودیان اسیر در زندان های بابل را آزاد ساخته است. رجوع کنید به : http://en.wikipedia.org/wiki/October_29
با این حال برخی دیگر نیز این روز را روز نکوداشت حقوق بشر می دانند به گونه ای که باز هم با مراجعه به تارنمای « ویکی پدیا » می توان پی برد که روز حقوق بشر(Human Rights Day) روز 10 دسامبر است. رجوع کنید به : http://en.wikipedia.org/wiki/Human_Rights_Day
- حالا تکلیف ما ایرانیان چیست و اصلا چرا 7 آبان با این عناوین «زادروز کوروش» یا «روز حقوق بشر» مورد توجه قرار گرفته است ؟
از دیدگاه من ، نبود یک روز رسمی و دقیق که تمام این شک ها را برطرف کند مسبب بهره جویی عده ای فرصت طلب گشته است و یا شاید هم به دلیل نبودن چنین روزی در تقویم ونیاز به نکوداشت این روز فرخنده و خجسته در تاریخ ایران زمین عده ای از میهن پرستان باعث بر سر زبان افتادن این تاریخ شده اند در صورتی که با مراجعه با منابع گفته شده در بالا می توان بی اساس بودن این برچسب گذاری ها را درک کرد.
با نگاه خوشبینانه به این اتفاق می توان حداقل به صورت ملی-میهنی این روز را روز واقعی حقوق بشر دانست ولی باز هم باید از بزرگنمایی این تاریخ با عناوین نامربوط خودداری کرد.
در صورت ارائه پیشنهاد یا بیان دیدگاه خود خوشحالم خواهید کرد.
پاینده باشید چو ایران .
سلام به دوستداران ابران و ایرانشناسی....
2 تصویر پارانوما از آرامگاه کوروش(پاسارگاد) را ببینید و لذت ببرید همچنین می توانید تصاویر زیبای تاریخی دیگر را نیز در این تارنما ببینید...
برنامه ی Cyrus The Great و توضیحات کامل آن در وبلاگ پر محتوای "دختر کوروش"...
نشانی صفحه وبلاگ :http://atousahakhamaneshi.mihanblog.com/post/86
حالا هی من بیام تو این وبلاگ از تمدن آریایی بگم...چه فایده؟




به گزارش ایسنا،علی معلم خبر داد: با امضاء توافقنامهی کارگردانی پروژهی سینمایی «کوروش کبیر» توسط مسعود جعفری جوزانی، مرحلهی نخست کار روی این سینمایی آغاز شد.
علی معلم تهیهکنندهی این پروژه را برعهده دارد. او ضمن اعلام این خبر از تولید این سینمایی، به عنوان پروژه بینالمللی یاد کرد و افزود: شخصیت کوروش از جهت جایگاه تاریخی و ملی، پایهگذاری امپراتوری چندملیتی و بزرگ جهان، بنیانگذاری حقوق بشر و احترام به ادیان ششصد سال پیش از میلاد (زمانهای که هنوز در جهان بحث حقوق بشر حضور اولیه هم نداشت)، پذیرش این شخصیت تاریخی از جانب ادیان الهی (به خصوص ذکر این شخصیت در قرآن کریم با عنوان ذوالقرنین) در شرایط امروز جهان که قدرتهای بزرگ و بیتاریخ درصدد نفی جایگاه ایران در معادلات جهانی هستند، بسیار حائز اهمیت است. از این رو اقدام برای ساخت این پروژهی ملی که از مرحلهی نخست به توان یکایک ایرانیان و دستاندرکاران و متخصصان شریف سینمای ایران متکی خواهد بود در دستور کار قرار گرفت.
معلم، مسعود جعفری جوزانی را به عنوان کارگردان این کار معرفی کرد و گفت: از ابتدای دههی 60 تا امروز مسعود جعفری جوزانی، جایگاه ویژهیی در آثار متعدد خود از «جادههای سرد» و «شیر سنگی» تا مجموعهی تاریخی «در چشم باد» در سینمای ما داشته است و گزینه شایستهی رهبری هنری این پروژهی بزرگ است.
معلم گفت: به جهت حفظ اصالت این پروژه در مرحلهی نخست، قرار بر این شده که سرمایهگذاری روی این پروژه متکی به ایرانیان توانمند و فعال در حوزهی اقتصاد و دوستدار وطن انجام و مراحل سرمایهگذاری به صورت شفاف دنبال شود. از این رو با نظر به حجم بالای سرمایهای این پروژه و لزوم وابستگی آن به سرمایههای خصوصی با اعلام عمومی پذیرش سرمایهگذاری از سوی ایرانیان پاکنهاد که در گوشه و کنار جهان و ایران بزرگ اسلامی علاقهمند به حمایت از این اثر ملی هستند، از علاقهمندان درخواست میکنیم نحوهی مشارکت خود را اعلام کنند.
معلم در پایان جزییات بیشتر درباره فیلم «کوروش کبیر»، بازیگران بینالمللی و ایرانی و تکنولوژیهای جدید در ساخت آن را به خبرهای بعد موکول کرد.
علی معلم درباره مراحل تهیه فیلم "کوروش" گفت: این پروژه، پروژه بلند مدتی است و حداقل مطالعات آن یک سال و نیم به طول میانجامد. نکته دیگر این است که این پروژه نیازمند سرمایه گذاری کلان است و ممکن است به اندازه کل گردش مالی سینمای ایران هزینه ببرد. فیلم "کوروش" ممکن است 70 میلیون دلار هزینه ببرد و پروژهای نیست که بشود به همین سادگی آن را انجام داد اگر هم در سطح پائین انجام شود،میشود مثل یکی از همین فیلمهایی که امروز ساخته میشود و تا رامهرمز و کرج هم برد ندارد!
معلم گفت: تاکنون و در مسیر این پروژه نزدیک به شش هزار ایمیل از افراد مختلف دریافت کردهام که آمادگی خود را برای کمک به این پروژه از یک تا 100 هزار دلار اعلام کردهاند. نکته عجیب این است که هیچکدام از مسئولان فرهنگی ما تا به حال یک کلمه درباره این پروژه اظهار نظر نکردهاند و اگر هم حرفی زدهاند این بوده که خودمان داریم چنین پروژهای میسازیم. من نمیدانم پروژه آنها در چه حدی است.
علی معلم گفت: راسل کرو (بازیگر فیلم گلادیاتور) بهترین گزینه برای پروژه کوروش کبیر است.

می گویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود می پرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر می فهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران می گوید: «کتاب های شان را بسوزان. بزرگان و خردمندان شان را بکش و دستور بده به زنان و کودکان شان تجاوز کنند.
اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران به نقل از ارسطو پاسخ می دهد:نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمی فهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که می فهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار.
بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچ گاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمین های دیگر کوچ می کنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد.


